مرامنامه
مرامنامه جبهه آرمانخواهان واقع بین

مقدمه

از هنگام پيروزي انقلاب به رهبري حضرت امام خميني(ره) و فداكاريهاي بسيار مردم ايران، افراد و جريانهاي مختلف فكري و سياسي با تكيه بر سرمايه هاي معنوي و اجتماعي سر برآورده و هر يك كارنامهاي از خدمات و فرصت سازيها و البته ضعفها و تهديدآفرينيها نشان دادهاند. در اين ميان آنچه به حركت كلي ملت ايران -در مسيري كه با انقلاب اسلامي آن را آغاز نمود- ثبات و استمرار بخشيده، گفتمان سازيهايي است كه از سوي رهبر انقلاب صورت گرفته است، مانند گفتمان علم، گفتمان عدالت، گفتمان پيشرفت، گفتمان مقاومت و... با اينهمه گاهي برخي از رهنمودهاي راهبردي ايشان از ديد مخاطبان خاصي كه خود بايد تبليغ كننده آن نيز باشند، دور ميماند يا نسبت به برخي از رهنمودهاي ايشان برخورد گزينشي صورت ميگيرد. متأسفانه اغلب اوقات پس از چندي كه آثار ويرانگر بي توجهي به آن رهنمود روشن ميشود، شاخكهاي حسي مخاطبان هدف تحريك شده و به دنبال منشأ آسيب ميگردد.

يكي از اين رهنمودهاي راهبردي كه در ديدار ماه رمضان سال ١٣٩١ رهبر انقلاب با كارگزاران نظام تبيين و بر آن تأكيد شد، «آرمانگرايي واقعبينانه» است: «يك حرفى را سر زبانها انداختند، دربارهاش نوشتند و گفتند؛ الان هم انسان در گوشه و كنار ميشنود كه ملاحظهى واقعيتهاى جامعه و جهان، با آرمانگرائى نميسازد. آرمانگرائى را اشتباه كردند با رؤياگرائى. آنچه كه ما ميخواهيم دنبال كنيم و اصرار بر آن داريم، اين است كه واقع بينى، مشاهده ى واقعيات جامعه و جهان، با آرمانگرائى و تعقيب آرمانها و آرزوهاى بزرگ ملت ايران هيچگونه تنافى و تعارضى ندارد... بسيارى از آرمانهاى جامعه ى ما و مطالبهى آنها جزو واقعيتهاى جامعه است.

مردم مايلند عزت ملى داشته باشند، مردم مايلند زندگى ايمانمدار و دينمدار داشته باشند، مردم مايلند در امور ادارهى كشور و مديريت كشور سهيم باشند -يعنى مردمسالارى- مردم مايلند پيشرفت داشته باشند، استقلال سياسى و اقتصادى داشته باشند؛ اينها خواستههاى عمومى مردم است.

اين خواسته ها، واقعيتهاى جامعه است؛ اين واقعيتها دقيقاً در جهت آرمانخواهى است؛ اينها كه مسائل تحليلى و ذهنى نيست، اينها كه موهومات نيست، اينها كه ذهنيات نيست؛ اينها واقعياتى است كه در جامعه وجود دارد.

يك جامعهى زنده و مؤمن دنبال اين چيزهاست؛ ميخواهد عزت ملى داشته باشد، ميخواهد استقلال داشته باشد، ميخواهد پيشرفت داشته باشد، ميخواهد آبروى بين المللى داشته باشد؛ اينها خواسته هائى است كه مردم دارند؛ اينها در جهت آرمانهاست؛ و اين خواستن، جزو واقعيتهاى قطعى جامعه است.

بنابراين واقعيات ميتواند در خدمت و معطوف به آرمانها باشد. بله، ذكر آرمانها بدون توجه به واقعيتها و بدون ملاحظه ى سازوكارهاى معقول و منطقىِ رسيدن به آرمانها، خيالپردازى است؛ آرمانها در حد شعار باقى خواهد ماند؛ ليكن وقتى كه مسئولان كشور آرمانها را به صورت منطقى و متين دنبال كردند، مردم همراهى كردند، اينجا آنجائى است كه واقعيتهاى جامعه با آرمانها هماهنگ ميشود. اين يك امر اساسى و يك پايه ى اساسى براى حركت كشور است.»

پس از انجام انتخابات رياست جمهوري سال ١٣٩٢ نيز كه با شكست اصولگرايان -به دليل ناديدهانگاري يا اشتباه راهبردي در تشخيص و اقدام بر اساس گفتمان كارآمدي انقلاب اسلامي در ايجاد و استمرار پيشرفتهاي محسوس براي زندگي مردم و حركت كلي كشور- همراه بود، رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان در ماه مبارك رمضان كه به فاصله ٤٠ روز از برگزاري انتخابات انجام ميشد، تأكيد نمودند: «ما آرمانگرائى را صددرصد تأييد ميكنيم، ديدن واقعيتها را هم صددرصد تأييد ميكنيم. آرمانگرائى بدون ملاحظه ى واقعيتها، به خيالپردازى و توهّم خواهد انجاميد. وقتى شما دنبال يك مقصودى، يك آرمانى حركت ميكنيد، واقعيتهاى اطراف خودتان را بايد بسنجيد و بر طبق آن واقعيتها برنامه ريزى كنيد. بدون ديدن واقعيت هاى جامعه، تصور آرمانها خيلى تصور درست و صحيحى نخواهد بود، چه برسد به دستيابى به آرمانها».

تاكيدات مكرر رهبرانقلاب بر اين راهبرد در زمان هاي متعدد از گذشته تا حال و تاملي بر مفهوم گفتمان آرمان گرايي واقع بينانه نشان مي دهد كه اين گفتمان محدود و منحصر به عرصه رقابت- مشاركت سياسي نيست و بايد آن را در فضاي عمومي جامعه نهادينه ساخت. آرمانخواهي واقع بينانه خوانشي نو از گفتمان انقلاب اسلامي است كه هدف متعالي خود را برپايي عدل جهاني با ساخت الگوي موفق از حكومت ديني قرار داده است آرمانخواهي واقع بينانه رويكردي است كه در آن هم آرمان ها بعنوان قله هاي دست يافتني در همه حوزه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي با جديت و بي سستي دنبال مي شود و هم موانع و سنگلاخ هاي مسير با حلم و صبر و سرانگشت تدبير و عقلانيت از سر راه برداشته مي شود.

آرمانخواهي واقع بينانه پاسخي است عقلاني، قابل پذيرش براي مردم و در عين حال انگيزه بخش، پيش برنده و هدايتگر به مشكلات و سوالات متعدد و متنوع پيش روي جامعه اعم از مشكلات عديده فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي. آنچه در پي ميآيد، مرامنامهاي است كه بخشي از باورمندان نظام مقدس جمهوري اسلامي به عنوان خطوط راهنماي فكر و عمل خود در اين فصل تازه از حيات انقلاب اسلامي به آن رسيدهاند و طراحي و اقدام بر پايه آرمانگرايي واقعبينانه را تنها راه اثبات كارآمدي گفتمان انقلاب اسلامي در تحقق پيشرفت همراه با معنويت، عقلانيت و عدالت ميبينند.


مرامنامه

جبهه آرمان خواهان واقع بين كه رويكرد اصلي خود را آرمانخواهي واقع بينانه قرار داده است، مجموعهاي از نيروهاي انقلاب هستند كه دغدغه اصلي آنها «پياده سازي گفتمان انقلاب و امام» براي «الگوسازي در جهان اسلام» و «زمينهسازي براي ظهور» حضرت وليعصر است. آنها اين مهم را با «پيروي فعال، عالمانه، غيرگزينشي از راهبريهاي ولي فقيه حكيم» حضرت آيت االله خامنهاي و در «ارتباطي تنگاتنگ با قاطبه مردم» و «متناسب با واقعيتهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي» دنبال ميكنند و در اين راه با تاكيد بر «رعايت كامل اصول اخلاقي و تقواي سياسي»، در انجام وظيفه «بدون عافيتطلبي» آماده پرداخت هر هزينهاي كه در توان دارند ميباشند.

آرمان خواهان واقع بين كه به تاسي برامام (ره) خود را مفتخر به مذهب تشيع مي داند با الگوگيري از نبي مكرم اسلام و دوازده جانشين معصومش و ناظر بر سيره ٢٥٠ ساله پيشوايان خود، هدف و مسير خود را انتخاب كرده است و مي كند. در اين راستا گفتمان، راهبردها و رهنمودهاي ولي فقيه زمان حضرت آيت االله العظمي خامنه اي محور باورها و برنامههاي آرمانخواهان واقعبين است.

البته در مواردي كه نظر صريحي وجود ندارد، آرمانخواهان واقعبين متناسب با اصول حاكم بر تفكرات حضرت امام و رهبر انقلاب و تحت نظر روحانيون اصيل و انقلابي وظايف خود را تشخيص داده و به آن عمل خواهند كرد.

روشن است در صورتي كه در طول مسير مواضع صريحي از سوي رهبر انقلاب، خلاف برداشت خود ديدند، با  افتخار مسير خود را تغيير خواهند داد؛ زيرا بر اين باورند كه ولايتپذيري واقعي هنگامي مفهوم واقعي پيدا ميكند كه از نظر ولي فقيه كه در تعارض با نظر شخصي فرد است، تبعيت كرد.

نگاهي دقيق به عرصه جامعه جاي ترديد باقي نمي گذارد كه امروز مسائل فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي از يكديگر قابل تفكيك نيست. نه اقتصاد بي فرهنگ به جايي مي رسد و نه مي توان آثار فرهنگي تصميمات اقتصادي را ناديده گرفت، نه فرهنگ و مسائل اجتماعي بي توجه به باورهاي سياسي قابل تحليل است و نه مي توان از تفاوت نگاه هاي سياسي را در نگاه هاي فرهنگي و اجتماعي منكر شد و.... بر اين اساس جبهه آرمانخواهان واقع بين دستوركار خود را همه عرصه هاي جامعه اعم از مسائل فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي قرار داده است و باور دارد اگر مي خواهيم در جهت اصلاح مسائل فرهنگي يا اجتماعي قدم برداريم نمي توانيم به اقتصاد يا سياست بي توجه باشيم و اگر مسائل سياسي يا اقتصادي برايمان اهميت دارد بايد به فرهنگ يا مسائل اجتماعي نيز بپردازيم.

آرمانخواهان واقع بين درباره جناح هاي موجود در سپهر اجتماعي و سياسي كشور ضمن آنكه مجددا تاكيد مي كنند براي اصول گرايي و اصلاح طلبي نه فقط وجه سياسي بلكه وجوهي تركيبي از باورها و رويكردهاي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي قائل است، براساس رهنمودهاي رهبرفرزانه انقلاب بر اين باورند كه:

١ -در گفتمان اصيل انقلاب اسلامي رويكردهاي اصول گرايانه و اصلاح طلبانه بر محور «حفظ اصول و مباني نظام» و «اصلاح روش ها» تلفيق و تركيب مي شوند لذا تقسيم بندي و انفكاك گفتماني اصلاح طلبي و اصول گرايي از نظر آرمانخواهان واقع بين نادرست است و اصلاح طلبي را نقطه مقابل اصول گرايي و اصول گرايي را نقطه مقابل اصلاح طلبي نمي دانند.

٢ -نقطه قوت اصول گرايي اولويت قرار دادن "ارزش ها و اصول" و نقطه قوت اصلاح طلبي توجه ويژه به "تحول و اصلاح" است آرمانخواهان واقع بين معتقدند بايد تحول و اصلاح را در چارچوب ارزش ها و اصول انقلابي انجام داد لذا اصول گرايي اصلاح طلبي را مبناي نظري و عملي خود مي دانند.

٣ -در يك نگاه كلان و در سطح فعاليت هاي فرهنگي اجتماعي و سياسي ، تقسيم بندي نيروهاي انقلاب به دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب از سوي آرمانخواهان واقع بين نه تنها امري مشروع محسوب مي شود بلكه فعاليت اين 6 دو جناح مي تواند همانند دو بال يك پرنده، تحول و اصلاح جامعه را در سايه ارزش هاي انقلاب پيش ببرد البته اين مهم منوط به تعامل و مدارا دو جناح با يكديگر و در چارچوب منافع ملي و مصالح نظام است.

٤ -متاسفانه جريان اصلاحطلب بعنوان بخشي از نيروهاي انقلاب از آغاز با آفتهايي همراه شد كه مهترين آن اجازه همراهي غيرباورمندان به انقلاب و گفتمان امام(ره) با خود بود. اين آفت در طول زمان و مخصوصاً در فتنه ٨٨ لطمات جبرانناپذيري به جريان اصلاحطلبي زد؛ بهگونهاي كه باعث بياعتمادي دلسوزان انقلاب به اين جريان شده است. اگرچه نشانههاي مثبتي از بازگشت عقلانيت و اعتدال در اين جريان ديده ميشود اما واقعيت اين است كه جريان اصلاحطلبي هنوز به صراحت مرزبندي خود را با جريان غيرمعتقد به انقلاب و گفتمان امام شفاف نكرده است. لذا جبهه آرمانخواهان واقع بين عليرغم اعتقاد به وجود بسياري از چهرههاي انقلابي و قابل اعتماد در ميان اصلاحطلبان، از آنجا كه كليت اين جريان همچنان نسبت خود را با جبهه غيرخودي مشخص نكرده، آرمانخواهان واقع بين فعلا با جريان اصلاحطلبي در بين سليقه هاي موجود درون مجموعه نيروهاي انقلاب بيشرين زاويه را دارد و يكي از تكاليف خود را در صورت عدم تغيير رويكرد جريان اصلاح طلبي را مرزبندي با اين جريان و شفاف كردن اين مرزبندي و دلايل و مباني آن براي مردم ميداند.

٥ -ما معتقديم مسير كلي جريان اصولگرايي در راستاي گفتمان امام(ره) و رهبر فرزانه انقلاب قرار داشته و داراي مزيتهايي همچون قرابت فكري با نهاد روحانيت و برخورداري از بدنه نيروهاي ارزشي و پايبند به آرمانهاي انقلاب ميباشد. ولي متاسفانه اين جريان دچار آسيبهاي مهمي در همه حوزه هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي نيز از جمله كم توجهي ياگزينش گري سليقه اي در برابرگفتمان ها، راهبردها و توصيه هاي رهبرانقلاب، سكوت هاي عافيت طلبانه در مواقع مهم، كم توجهي به دغدغه هاي فرهنگي و اجتماعي و مخصوصا خواسته هاي اجتماعي و فرهنگي جوانان و....شده است.  ما براين باوريم كه در صورت عدم رفع اين آسيب ها، لطمات جبرانناپذيري دامنگير اين بخش مهم از نيروهاي انقلاب خواهد شد لذا ما ضمن حفظ همگرايي با جريان اصول گرايي مهمترين دليل فعاليت خود را كمك به رفع اين آسيب ها براي تقويت جريان نيروهاي انقلاب مي دانيم.

٦ -مرام و شيوه نگاه آرمانخواهان واقع بين روشن مي كند كه اين جريان خود را وابسته به يك جريان مشخص نمي داند اما در فضاي دو قطبي موجود (بعنوان يك واقعيت) روشن است كه با توجه به نكاتي كه پيش از اين گفته شد آرمانخواهان واقع بين بعنوان يك جريان درون جبهه اصول گرايي محسوب مي شود اما در عين حال با برخي طيف هاي جريان اصول گرايي ضمن داشتن مباني فكري يكسان در همسويي با گفتمان انقلاب و امام و رهبري، اختلاف سليقه هايي در شيوه عمل دارد كه ضمن حفظ و شفاف كردن اين تفاوت رويكردي ، تلاش براي نزديكتر شدن هرچه بيشتر بين طيف هاي اصول گرايي را جزوي از راهبردهاي خود مي داند.

هدف و راهبرد اجرايي ما «پيچ تاريخي» را فراتحليلي مي دانيم كه مبتني بر آن احساس مسئوليت سنگين در روشنگري جامعه براي گذشتن از گردنه هاي حساس اين مقطع زماني وظيفه هرانسان معتقد به گفتمان انقلاب تعريف مي شود براين اساس ما هدف خود را هدايت گري جامعه در مسائل اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي ذيل راهبري هاي رهبر حكيم و مدبر انقلاب تعيين كرديم. راهبرد اجرايي ما براي رسيدن به اين هدف متناسب با توان وظرفيت موجود شكل دهي جرياني از جوانان مومن و انقلابي و فعال كردن آنان ذيل پرچم رويكرد آرمانخواهي واقع بينانه است به گونه اي كه جوانان مومن و انقلابي با سليقه هاي متفاوت در مصاديق اما هم منش با كليت رويكرد آرمانخواهي واقع بينانه بتوانند خود را ذيل اين جبهه عام تعريف كرده و در شناخت شرايط، فهميدن وظيفه، فهماندن به ديگران و عمل به آن موفق باشند تا از رهگذر فعاليت اين جريان اجتماعي، مردم در كنار ديگر سليقه هاي فكري موجود، از گفتمان آرمانخواهي واقع بينانه نيز تاثير پذيري داشته باشند. اصول حاكم بر باورها و مرام فكري و عملي آرمانخواهان واقع بين 

١ .آرمانخواهان واقعبين به سنتها و وعدههاي الهي باور داشته و آنها را در تحليلها و تصميمهاي خود لحاظ خواهند كرد.

٢ .آرمانخواهان واقع بين در مسير عملكردي خود تاكيد زيادي به اخلاق اسلامي و رعايت اصول تشكيلات اسلامي از جمله رعايت تقوا بخصوص دوري از غيبت و تهمت و عجب، همدلي و يكرنگي، نصيحت مومنانه به يكديگر، تاكيد بر دميدن روح معنويت در كالبد تشكيلات، حل شدن در تصميمات جمعي، شجاعت در انجام وظيفه و...دارد.

٣ .از نگاه آرمانخواهان واقعبين، جهتگيريهاي صحيح انقلاب و كشور براساس قرائت معتبر امام، در همه زمينه ها مشخص است و نيازي به بررسي مجدد جهتگيريها نيست و رهنمودهاي حكيمانه رهبر انقلاب نيز براي نيروهاي متعهد به انقلاب و نظام اسلامي روشنگر تداوم راه است. بنابراين دغدغه امروز آرمانخواهي واقعبين، تحقق آن جهتگيريها و جاري شدن آرمانها در عرصه واقعياتهاي امروز جامعه و جهان ميباشد.

٤ .توفيق جبهه آرمانخواهي واقعبين به خودي خود هدف نيست و وسيلهاي براي پيادهسازي اهداف ذكر شده است.

٥ .آرمانخواهان واقعبين، عميقاً معتقد به «ارتباط با روحانيت اصيل» و حركت در چارچوبهاي تعيين شده توسط آنان ميباشند و روحانيت انقلابي و با بصيرت را ناظراني لازمالاتباع در تصميمات خود ميدانند.

٦» .مردمباوري» به عنوان يكي از مهمترين اركان مكتب حضرت امام خميني(ره) جزو اركان باورهاي آرمانخواهان واقعبين است. بر اين اساس اين طيف از نيروهاي انقلاب وظيفه خود ميدانند در ارتباطي تنگاتنگ و تعريف شده با قاطبه مردم، هم از واقعيتهاي جامعه درك دقيقي داشته باشند و متناسب با آنها اقدام كنند و هم در روشنگري و حركت دادن آنها به سمت آرمانهاي انقلاب تلاش كنند.حقوق و دغدغههاي مشروع مردم همواره توسط آرمانخواهان واقعبين محترم شمرده شده و ما خود را موظف به رعايت آنها ميدانيم.

٧ .آرمانها و اصول انقلاب كه در قول و فعل حضرت امام(ره) و جانشين بر حقش حضرت آيتاالله العظمي خامنهاي تببين شده، آرمانها و اصول فكري حاكم بر اين جبهه است و قابل تغيير و معامله نيست.

 ٨ .آرمانخواهان واقعبين بر اين باورند كه بر اساس رهنمودهاي حكيمانه رهبر انقلاب آرمانخواهي با واقعبيني در تناقض نيست. از اين رو معتقدند آرمانخواهي بدون در نظر گرفتن بسياري از واقعيات اجتماعي، سياسي و فرهنگي امري غيرعقلاني و در نتيجه غيرشرعي است.

٩ .تاكيد بر «عقلانيت» فلسفي، ديني و تجربي از اصول حاكم بر آرمانخواهي واقع بينانه است.

١٠ .آرمانخواهان واقعبين «رسيدن به نتيجه» را جزوي از تكليفگرايي ميدانند و معتقدند سيره معصومان و نايبان بر حقشان حضرت امام و آيتاالله خامنهاي تلاش براي رسيدن به نتيجه (البته با رعايت كامل اصول و حدود) بوده است. البته در صورتي كه تقدير الهي بر اساس سنتهاي الهي، به غير از نتيجه برنامهريزي شده تعلق بگيرد، بر اساس قاعده ما مأمور به انجام تكليف هستيم نه رسيدن به نتيجه و خود را برنده انجام وظيفه ميدانيم.

 ١١ .ما خود را حق مطلق و عاري از نقص و عيب و ديگران را باطل مطلق نميدانيم لذا در تشخيص درستي و نادرستيها، يا نقاط ضعف و قوت بر اين باوريم كه ابتدا بايد با تعامل و تضارب آرا و با ارائه نقدها و نظرات خود، سخن، پاسخها و نقدهاي متقابل طرف مورد بررسي را بشنويم و متناسب با آن اولاً نقايص و عيوب خود را اصلاح كنيم و ثانياً درباره گفتار و رفتار ديگران متناسب با مباني و اصول خود تصميمگيري كنيم.

١٢ .راهبرد اصلي آرمانخواهان واقعبين در ارتباط با شخصيتها، نخبگان و مردم «جذب حداكثري و دفع حداقلي» است. بر اساس رهنمودهاي صريح و سيره رهبر انقلاب ما بر اين باوريم كه افراد، مجموعهاي از نقاط قوت و ضعف دارند؛ مادامي كه بر اساس تشخيص ما، در مواجهه با مباني، اصول و مباحث اصلي نظام نقاط قوت افراد نسبت به نقاط ضعفشان برتري دارد، ضمن شفاف كردن نقدها و اختلاف سليقهها جزو دايره اصلي نيروهاي انقلاب قرار گرفته و مورد حمايت قرار ميگيرند و اگر در مواجهه با مباني و اصول و نظام نقاط ضعف بر نقاط قوت برتري داشت تا زماني كه آنان خود را در چارچوبهاي اصلي نظام تعريف ميكنند، آرمانخواهان واقع بين آنها را جزوي از نظام تلقي كرده و تلاش ميكنند با تضارب آرا به مباني و اصول انقلاب نزديكتر و باورمندتر كنند.

در اين ميان تنها افراد معدودي كه به رغم همه تلاشها و دادن فرصتها خود را از دايره انقلاب خارج ميكنند و قابل ارتباطگيري و جذب نيستند به ناچار و البته بدون ملاحظهكاري دفع ميشوند. در برخورد با افرادي كه خود را خارج از دايره انقلاب قرار دادهاند نيز معتقديم تا زماني كه افراد در جهت تضعيف نظام جمهوري اسلامي و ترويج عقايد خود اقدام نكرده اند بايد به عنوان شهروند جمهوري اسلامي مورد حمايت قرار گيرند ولي اگر در جهت ترويج مباني فكري خود و تضعيف نظام جمهوري اسلامي حركت كردند، متناسب با نوع و اثرگذاري فعاليت بايد مورد برخورد جدي قرار گيرند

الف. راهبرد اصلي براي بالا بردن درجه خلوص مردم، نخبگان و شخصيت «ارتباط و تعامل مثبت» با افراد، شنيدن حرفها، پذيرفتن نقدهاي درست و در مقابل روشنگري، تغيير ذهنيت و بالابردن بصيرت آنان است. بديهي است در اين امر ضمن رعايت اصول تعامل يعني سهلگيري و چشمپوشي از نقاط ضعف كماهميت، با پافشاري صريح و شفاف بر اصول و مباني فكري، مرزبندي بين حق و باطل ضروري است؛ حتي اگر به منجر به دفع برخي افراد شود.

ب. شيوه و مشي تعامل آرمانخواهان واقعبين با همه افراد، گروهها و مردم بر اساس قول احسن، «اقناعي» با شيوهاي «استدلالي» و «مشيي اعتدالي» ميباشد.

١٣ .رعايت اصول شرعي و اخلاق ديني و سياسي از الزامات غير قابل چشمپوشي آرمانخواهان واقعبين است. بر اين اساس:

الف. ما در هيچ شرايطي به خود اجازه نميدهيم كه براي رسيدن به هدف از وسيله نادرست يا خلاف مباني شرعي استفاده كنيم؛ زيرا هدف وسيله را توجيه نميكند. در سنجش تناسب وسيله و هدف نيز اهل خوداجتهادي نيستيم؛ اهل حجتيم و آن را از مجتهدان ديني ميگيريم.

ب. با دقت تمام به صورت فردي و جمعي تلاش ميكنيم به هيچ وجه وارد تهمت به فرد يا جرياني نشويم و تا يقين حاصل نشود نسبت به اتخاذ موضع يا ايراد نقدي اقدام نكنيم.

ج. در نشر نقاط ضعف يا نقد اشتباههاي افراد يا جريانها دقت وافر خواهيم داشت كه به بهانه انجام وظيفه وارد عرصه غيبت نشويم.

د. در قضاوت درباره شخصيت افراد بر اساس مباني ديني اصل را برائت ميدانيم. البته در دادن مسئوليتها اصل بر احراز نسبي صلاحيتها است. و. امر به معروف و نهي از منكر به عنوان وظيفه و تكليفي بسيار مهم را جزو اصول رفتاري خود ميدانيم و اجراي اين اصل در بين همفكران خود را در اولويت قرار ميدهيم و متعهد ميشويم در انجام اين وظيفه البته با شيوه درست كوچكترين اهمالي نكنيم. همچنين برخود فرض ميدانيم كه پذيراي انتقادات درونگروهي و برونگروهي باشيم.

١٤ .آرمانخواهان واقعبين بر اساس رهنمودهاي رهبر انقلاب و با توجه به واقعيتها، معتقد به «اصلي- فرعي كردن امور» در نقد مسئولان يا مطالبهگري از آنها ميباشند. در تشخيص مصاديق اصلي و فرعي دقت در رهنمودهاي رهبر انقلاب كمك شايستهاي خواهد بود.

١٥ .بر اساس رهنمودهاي حضرت امام و رهبر انقلاب جلوگيري از اختلافات مبنايي يا كدورت بين جريانها و سليقههاي متعلق به جبهه انقلاب را جزوي از راهبردهاي اصلي خود ميدانيم. البته اين مسأله نافي حفظ مرزهاي فكري و سليقهاي ما با تفكرات رقيب نخواهد بود. همدلي و همراهي با ديگر جريانها و نيروها در چهارچوب نظام اسلامي و ذيل قرائت معتبر امام خميني از جهتگيريهاي اصلي كشور خواهد بود و مرزبندي در مورد مسائل جاري و جريانهاي مختلف كشور نيز بر اساس قرائت غيرمتشابه امام است.

١٦» .نقد درون جرياني و درون گفتماني» را براي اعتلاي جريان جبهه انقلاب جزوي از وظايف خود ميدانيم و بر اين باوريم كه تمام سليقههاي درون جبهه انقلاب وظيفه دارند با صراحت و جديت ضمن رعايت تمام اصول و مصالح عاليه نظام به ترويج عقايد خود بپردازند؛ تا علاوه بر رشد جبهه انقلاب، مردم و گروهها تصويري واقعي از نيروهاي انقلابي داشته و بتوانند دست به گزينشگري درست بزنند.

١٧ .آرمانخواهان واقعبين معتقدند سكوتِ بخشي از نيروهاي انقلاب در قبال تحولات فرهنگي، اجتماعي و سياسي باعث مصادره جبهه انقلاب توسط بخشي از نيروها كه برداشتي متفاوت از گفتمان انقلاب دارند ميشود؛ لذا متعهد ميشوند براي فراهمسازي امكان انتخاب درست مردم از و جلوگيري از سوءاستفاده گروههاي غيرمعتقد به مباني انقلاب، در بيان ديدگاهها و باورهايشان از عافيتطلبي برحذر و حاضر به پرداخت هر هزينه معقول و مشروعي باشند و نيز در قبال فشارها و جوسازيها از انجام وظيفه خود كوتاهي نكنند.

١٨ .آرمانخواهان واقعبين براساس رهنمودها و سيره حضرت امام و رهبر فرزانه انقلاب «حمايت از تمام مسئولان نظام» جمهوري اسلامي مخصوصاً روساي جمهور وقت را جزوي از وظايف خود ميدانند. اين حمايت شامل ترويج و تأييد نقاط قوت شخصيت و عملكرد مسئولان ميباشد. البته «نقد منصفانه و مسئولانه و صريحِ» افراد تاثيرگذار و مسئولان كشور با ادبياتي استدلالي و مشيي اعتدالي جزوي از هويت آرمانخواهان واقعبين است.

١٩ .آرمانخواهان واقعبين درباره الگوي كشورداري، نوعي عملگرايي مبتني بر تجربههاي مثبت و قابل اقتباس جوامع امروزين و نيز تجربههاي متعدد و متنوع سالهاي پس از انقلاب اسلامي را به رسميت ميشناسند ولي از آنجا كه لزوم طراحي و اجراي «الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت» را به عنوان دستور كار قطعي جمهوري اسلامي ايران باور دارند، اين عملگرايي را ابزاري براي دوران گذار به چنين الگويي ميدانند. بنابراين در عين عملگرايي بر الگوپردازي ايراني- اسلامي براي كشورداري تأكيد ميكنند.

٢٠ .اگر چه رسيدن نيروهاي همفكر با خود به جايگاه هاي تاثيرگذار حاكميتي به اين دليل كه در ترويج گفتمان آرمانخواهي واقعي بينانه تاثير مستقيم مي گذارد، از اهميت برخوردار است اما اين اهميت از هدف اصلي جبهه بيشتر نيست.

هدف اصلي ما ايجاد جرياني همراستا و همسو ميان نيروهاي انقلاب براي ارائه قرائتي نو و جذاب از گفتمان انقلاب، امام و رهبري به جامعه است كه اين مهم صرفا با فعاليتي پويا و مستمر در همه حوزه ها و مسائل فرهنگي و اجتماعي و سياسي ايجاد مي شود و نه بدست آوردن نتايجي مقطعي. براين اساس انتخابات ها براي ما «موضوعيت» ندارد اما ممكن است به تناسب شرايط «طريقيت» داشته باشد بعبارت ديگر اگر انتخابات ها راهي باشد براي رسيدن به هدف اصلي فعاليت معرفي يا حمايت از نامزد حتما مورد توجه جدي قرار مي گيرد و در غير اين صورت تلاش براي بالابردن مشاركت پذيري مردم و ايجاد زمينه براي تشخيص دقيق تر مصاديق برنامه جبهه آرمانخواهان واقع بين خواهد بود.